تبليغاتX
عشقولانه
عشقولانه

تنهای

تو تنهايي

ومن صد بار تنهاتر

تو ميداني كه من جز با تو

با هر كس كه باشم...باز تنهاييم

تو ميداني كه اين بغض فرو خورده

به جز بر شانه هاي استوارت

جاي ديگر وا نخواهد شد

و ميداني كه من يك عمر چشمانم به در بودست....

دلم امروز ميخواهد

كه اين را هم بداني كه......

دگر ناب توانم نيست

ببين سردي زمستان دستانم را خجل كرده

وحتي اشك هم ديگر...

تسلي بخش غمها نيست

بيا كه ديگر از دست خيالت هم گريزانم

بيا كه سخت تنهاييم



نوشته شده توسط کامران تاریخ یکشنبه سی ام تیر 1387 و ساعت 0:46

|+|

http://fasle-ashenaye.blogfa.com

عاشق عاشق تر

 

عاشق                           عاشق تر

نبود در تار و پودش دیدی گفت عاشقه عاشق

@@@@@@@   نبودش  @@@@@@@@@

امشب همه جا حرف  از آسمون و مهتابه  ،  تموم خونه دیدار این خونه

فقط خوابه ، تو که رفتی هوای  خونه تب داره  ،  داره از درو دیوارش غم

عشق تو می باره ، دارم می میرم از بس غصه خوردم ،  بیا بر گرد تا ازعشقت

نمردم، همون که فکر نمی کردی نمونده پیشت، دیدی رفت ودل ما رو سوزوندش

حیات خونه دل می گه درخت ها همه خاموشن، به جای کفتر و  گنجشک  کلاغای

سیاه پوشن ، چراغ خونه  خوابیده  توی  دنیای خاموشی ،   دیگه  ساعت رو

طاقچه شده کارش فراموشی  ، شده کارش فراموشی  ،  دیگه  بارون نمی

باره  اگر چه  ابر سیاه  ،  تو که نیستی  توی  این خونه ،  دیگه  آشفته

بازاریست  ،  تموم  گل ها خشکیدن مثل خار بیابون ها ،  دیگه  از

رنگ و رو رفته ، کوچه و خیابون ها ،،، من گفتم و یارم گفت

گفتیم و سفر کردیم،از دشت شقایق ها،با عشق گذرکردیم

گفتم اگه من مردم ، چقدر به من وفاداری، عشقو

به فراموشی ،چند روزه تو می سپاری

گفتم که تو می دونی،سرخاک

تو می میرم ، ولی

تا لحظه مردن

نمی گیرم

دل از

 

تو



نوشته شده توسط کامران تاریخ یکشنبه بیست و سوم تیر 1387 و ساعت 0:39

|+|

http://fasle-ashenaye.blogfa.com

مرا ببخش

مرا ببخش... من که همان مجرم چشمهای خیست می باشم را ببخش...

مثل گذشته مرا دوست نمی داری، دیگر آتش عشقت آنچنان که باید شعله ور نیست...

از من خسته و دلشکسته ای، به من فرصتی دوباره بده و مرا ببخش...

می دانم که لیاقت آن قلب مهربان و عشق پاک تو را ندارم...

از من سرد و خسته شده ای، مرا ببخش و مثل گذشته مرا دوست داشته باش...

به آن قلب مهربان و احساس پاکت قسمت می دهم که مرا ببخشی...

مرا ببخش... مرا ببخش... مرا ببخش...

 



نوشته شده توسط کامران تاریخ شنبه بیست و هفتم بهمن 1386 و ساعت 22:18

|+|

http://fasle-ashenaye.blogfa.com

به نام یگانه قلبم و به نام یگانه عشق درونم

به نام یگانه قلبم و به نام یگانه عشق درونم نگاشتم از مهر و نگاشتم از عهد...

یادش بخیر روزی که در آن فضای سبز به چشم خود خدا را می دیدم. درختان اطراف رودخانه ای که لحظه ای از رفتن یا گذشتن باز نمی ایستاد به بوته های گلی که گوشه کنار جنگل  در زیر سایه سار درختان سرو و چنار سبز کرده بودند...

در آن لحظه چه چیزی شیرین تر از دیدار معشوق و لبخند رضایت آمیز او و سوگندی که چشمانش به من می فهماند که هیشه وفادار خواهد ماند...

او با چشمانش که هر از گاهی به من دوخته می شد از من می خواست نگاه او را پاسخ دهم و من هم با لبخندی اورا همراهی می کردم .... و امیدوار بودم که بپذیرد...

به نام یگانه قلبم و به نام یگانه عشق درونم نگاشتم از مهر و نگاشتم از عهد...



نوشته شده توسط کامران تاریخ پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386 و ساعت 23:18

|+|

http://fasle-ashenaye.blogfa.com

تشکر

سلام بچه ها ممنون از همتون که ما رو در هرچه بهتر شدن این وبلاگ کمک میکنید

ممنون از سایه عزیز با این جمله زیبا که کلی وبلاگ مارو صفای داد

گاه يك لبخند آنقدر عميق ميشود كه گريه ميكنم گاه يك نغمه آن قدر دست نيافتني است كه با آن زندگي ميكنم گاه يك نگاه آن چنان سنگين است كه چشمانم رهايش نميكنند گاه يك عشق آن قدر ماندگار است كه فراموشش نميكنم

هیچ با خودت فکر کرده ای انتهای عشق چیست؟...

خرد شدن معشوقه های بی پروا و کم شدن امیدها و ...

می دانم حقیقت دل کندن بسیار زجر آور است...

ولی باید با تیرگی ها جنگید و زیبا فکر کرد...

به دنبال کسی باش که با شب گریه هایت آشنا باشد...

 

 

راستی دوستان من این وبلاگ مال یکی از دوستامه

که به من توی طراحی این وبلاگ خیلی کمک کرده...

سر زدن به این وبلاگ باعث خوشحالی من میشه...

Love Myspace Backgrounds



نوشته شده توسط کامران تاریخ سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386 و ساعت 22:44

|+|

http://fasle-ashenaye.blogfa.com

باران

آن لحظه که دلتنگ میشوم خود به خود هوس باران میکنم...

آن لحظه که از چشمانم اشک سرازیر میشود هوس یک کوچه تنها را میکنم...

دلم میخواهد تنهایی زیر باران بدون هیچ چتر و سر پناهی قدم بزنم...

قدم بزنم تا خیس خیس شوم...

همچون آسمان که بغضش را خالی میکند من میخواهم خالی شوم...

آرام میشوم ، چون باران در کنارم است،باران مرا آرام میکند...

آن شب آموختم که باران بهترین سرپناه من است...

 



نوشته شده توسط کامران تاریخ دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386 و ساعت 22:34

|+|

http://fasle-ashenaye.blogfa.com

تا کی عاشق باشم

تا کی عاشق باشم و از عشقم دور؟ تا کی اسیر تنهایی هایم باشم و از یارم دور؟

تا کی باید به خاطر دوری تو اشک بریزم و حسرت آن دستان گرمت را بکشم؟

تا کی باید غروب عشق را ببینم و دلم بگیرد؟

تا کی باید کنج اتاق خلوت دلم بنشینم و با کاغذ و قلم درد دل کنم؟

تا کی باید به انتظارت زیر باران بنشینم و همواره با آسمان ببارم و بنالم؟

تا کی باید صدای مهربان تو را بشنوم و تو در کنارم نباشی ....؟ تا کی؟



نوشته شده توسط کامران تاریخ یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386 و ساعت 0:26

|+|

http://fasle-ashenaye.blogfa.com

از خدا خواستم،

سلام ممنون که به وبلاگ ما سر میزنید و ممنون از نظر های نازتون  میخوام بگم ماه رمضون بر همه مسلمانان مبارک 

من از خدا خواستم،
نغمه هاي عشق مرا به گوشت
برساند تا   لبخند مرا
هرگز فراموش نكني و
ببيني كه سايه ام به
دنبالت است تا هرگز
نپنداري تنهايي.
ولي اكنون تو رفته اي ،
من هم خواهم رفت
فرق رفتن تو با من اين
است كه من شاهد رفتن تو هستم

بی تو



نوشته شده توسط کامران تاریخ پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386 و ساعت 15:8

|+|

http://fasle-ashenaye.blogfa.com

بوسه

بوسه زلبهای تو در خواب گرفتم

 گویی که گل از چشمه مهتاب گرفتم

  در برکه اشکم همه دم نقش تو دیدم

  این هدیه خوبی است که من از آب گرفتم

   هرگز نتوانی که زمن دور بمانی

    چون در دل خود عکس تو را قاب گرفتم



نوشته شده توسط کامران تاریخ سه شنبه بیستم شهریور 1386 و ساعت 22:28

|+|

http://fasle-ashenaye.blogfa.com

تا کی

تا کی عاشق باشم و از عشقم دور؟ تا کی اسیر تنهایی هایم باشم و از یارم دور؟

تا کی باید به خاطر دوری تو اشک بریزم و حسرت آن دستان گرمت را بکشم؟

تا کی باید غروب عشق را ببینم و دلم بگیرد؟

تا کی باید کنج اتاق خلوت دلم بنشینم و با کاغذ و قلم درد دل کنم؟

تا کی باید به انتظارت زیر باران بنشینم و همواره با آسمان ببارم و بنالم؟

تا کی باید صدای مهربان تو را بشنوم و تو در کنارم نباشی ....؟ تا کی؟

www.tifooses.coo.ir



نوشته شده توسط کامران تاریخ یکشنبه هجدهم شهریور 1386 و ساعت 22:0

|+|

http://fasle-ashenaye.blogfa.com